السيد موسى الشبيري الزنجاني

6361

كتاب النكاح ( فارسى )

بن حكم هم كه در طريق كافى آمده طبق تحقيق عبارت از على بن حكمى است كه مورد قبول بوده و اشكالى در روايات او نيست . عمده بحث در مورد على بن ابى حمزه است كه كسانى كه رواياتش را كنار گذاشته‌اند گفته‌اند او واقفى و مؤسس وقف و رأس الواقفه و غير قابل اعتماد است . از سوى ديگر مىبينيم كه بزرگان طراز اول كه لا يرون و لا يرسلون الا عن ثقه مانند ابن ابى عمير و احتمالًا صفوان و بزنطى از او اكثار روايت كرده‌اند . بزرگان ديگرى كه بسيار بعيد است از شخص غير ثقه اكثار حديث كنند ، از او روايات زيادى را نقل كرده‌اند . براى حل اين مشكل دو راه مطرح گرديده : 1 - راه حلى كه شيخ بهايى ارائه فرموده و گفته است : روايات اجلاء و بزرگان از على بن ابى حمزه مربوط به زمان حيات حضرت كاظم عليه السلام و پيش از شهادت آن بزرگوار و طبعاً قبل از انحراف وى بوده است . زيرا در آن زمان وكيل حضرت و مورد اعتماد بوده ، ولى پس از آنكه مسائل مالى پيش آمد نتوانست سرافراز از امتحان بيرون آيد . و روشن است كه پيش از انحراف ، عادل بوده است ، زيرا ملكه عدالت به اين معناست كه در شرايط معمولى و حوادث مترقب ، عدالت حفظ شود و شخص از گناه امتناع ورزد . اما شرايط استثنايى كه به طور نادر اتفاق مىافتد ميزان و معيار حفظ عدالت و ملكه عدالت نيست . با عنايت به همين معناست كه محقق اردبيلى با آن جلالت و صيانت نفس - آن طور كه معروف است - در پاسخ به اين سؤال كه اگر با بانوى صاحب جمالى در خلوت قرار بگيريد و هيچ مانعى در كار نباشد و خطر و لطمه حيثيتى نيز انتظار نرود چه مىكنيد ؟ با اتكاى به ملكه عدالت و تقواى خود نفرموده خود را حفظ مىكنم ، بلكه فرموده‌اند : به خدا پناه مىبرم كه چنين صحنه‌اى براى من پيش آيد . و در واقع جرأت نكرده است در اين فرض جواب صريحى بدهد . قدرت و استقامت افراد به تناسب درجه ايمان و تقوا و سختى و بزرگى موانع و